با انکه همچون سالهای گذشته پر شور و پر حجم مینویسم اما عمر وبلاگ نویسی برای من به پایان رسیده است. مدتهاست که مضمون نوشتههایم منحصر به حوزه بهداشت و درمان و مخصوصا دندانپزشکی شده است و حتی اگر قالب یادداشت یا محتوای طنز داشته باشند، به نیت انتشار در نشریات پزشکی کشور است. اما حضور در فضای وب را از یاد نبردهام. مدت درازی است که گروهی را در شبکه اجتماعی فیسبوک به نام دندانپزشک ایرانی (Iranian Dentist) پایهگذاری کردهام که اینک به لطف و همراهی دوستان دندانپزشک رونق خوبی گرفته است. مطالب منتشر شده در این صفحه شامل عکس و طنز و مباحث صنفی دندانپزشکی است که مرور آنها چه برای دندانپزشکان و چه مخاطب عیر دندانپزشک خالی از لطف نخواهد بود. به لطف دوست عزیزم، حامد حاتمی، امکان بازنشر مقالات و یادداشتهایم در فضای وب نیز در سایت سیب پزشکی میسر شده است.پس اگر جویای احوالات من بودید به یکی از این دو خانه مجازی سر بزنید. از دیدار شما و دریافت نقطه نظراتتان خوشحال خواهم شد.
آقا ما بد، شما خوب... این عنوان موج تازهای است که در شبکه های اجتماعی راه افتاده. «آقا ما بد، شما خوب» تکیه کلام خیلی از ما در موقعیتهایی است که یا می خواهیم حقیقتا تواضع کنیم و یا دلمان می خواهد طرف مقابلمان هر طور شده بیخیال شود؛ حتی به این قیمت که ما بد باشیم و او خوب. حالا نمونههای دندانپزشکی این گونه طنز را بخوانید- آقا ما کلینیک خیریه توی دروازه غار، شما مطب خصوصی تو جردن
- آقا ما امالگام جیسی ۱۱۰ پلاس، شما کامپوزیت تریام
- آقا ما نفر بعد از علیالبدل، شما نفر اول انتخابات هیات مدیره انجمن دندانپزشکی
- آقا ما پیشبند پلاستیکی ده گرمی، شما گان جراحی
- آقا ما کاردان بهداشت دهان، شما متخصص جراحی فک و صورت
- آقا ما تعرفه کشیدن دندون شیری، شما نرخ جراحی عقل نهفته بافت سخت
- آقا ما ترمیم کلاس یک آمالگام، شما کراون زیرکونیا
- آقا ما تو مایه ضایعه کیستیک اپیکالی، شما امتیای آنجلس
- اقا ما زینکاکساید اوژنول، شما گلاسآینومر دوالکیور کپسولی
- آقا ما ریشه پوسیده تو دهن یک معتاد، شما روکش طلا تو دهان یک بازاری
- آقا ما ناحیه بیدندانی خلف بالا نیازمند سینوسلیفت، شما ایمپلنت آیتیآی
- آقا ما تبخال گوشه لب یک، شما نگین الماس دندان
- آقا ما کارپول قاچاق تاریخ گذشته، شما گاز NO
- آقا ما فایل شکسته توی کانال، شما پست فایبر اپتیک
- آقا ما کلاس پاتولوژی ساعت هفت صبح دانشکده، شما سومین همایش سازمان نظامپزشکی با حداکثر امتیاز بازاموزی؛ ۲۳تا۲۵ اذرماه، هتل المپیک تهران
این یادداشت در صفحه دندانپزشکی هفتهنامه سپید منتشر شده است.
مدتی است که جریان طنزی در شبکههای اجتماعی و در امتداد آن نشریات تحت عنوان پ ن پ به راه افتده است. پ ن پ کنایهای است به عادت بعضی از ما در پرسیدن سوالهای بیمورد که جوابشان از روز روشنتر است. چنین موقعیتهایی حین کار درمانی و مواجهه با بیماران برای اغلب ما دندانپزشکان نیز پیش میآید. در ادامه چند نمونه از این موارد را به شما تقدیم میکنم:
- دندان عقل مریض رو جراحی کردم، برگشته با یک تورم در نصف صورت. ازش میپرسم: مگه آمپول دگزامتازون رو که برات نوشته بودم، نزدی؟ میپرسه: باید میزدم؟ میگم: پَ نَ پَ باید میریختی توی لیوان باهاش شربت درست میکردی.
- پرستار میپرسه: کار مریض چیه؟ میگم: روکش. میپرسه: قالب میگیرید؟ میگم: پ ن پ یک کم خمیر نون بیار، تف میزنم یک چیزی براش میسازم.- فرز رو فرو می کنم در دندان مریض. مریض از جا می پره. می پرسم: درد داری؟ میگه: پ ن پ دارم برات پشتک و بارو میزنم حال کنی!
- کار مریض که تمام میشه یونیت رو بر میگردونم به حالت نشسته و لیوانش رو آب میکنم. میپرسه: دهنمو بشورم؟ میگم: پ ن پ اگر تفنگ آب پاش داری بیار پرش کن یک کم با هم اب بازی کنیم.
- مریض ویزیتی وارد اتاق میشه، یونیت دندانپزشکی رو نشان میدم و میگم: بفرمایید. میپرسه: یعنی بشینم؟ می گم: پ ن پ اگر قاشق گنچال همراه دارید بفرمایید میل کنید.
- مریض با درد و عقونت دندان میره پیش دکتر دندانپزشک. دکتر تورم صورت رو که میبینه، میپرسه: آبسه کرده؟ مریض میگه: پ ن پ لپم رو باد کردم ازت بپرسم صورتم اگر پر تر بشه خوشتیپ تر به نظر نمیام؟
- پرستار میگه: قالب میگیرید؟ میگم :بله! میگه: تری بیارم؟ میگم :بله! میگه: موم هم بیارم؟ میگم: تا شب هم بپرسی پ ن پ نمیگم! ستاد مبارزه با فتنه پ ن پ کمیته دندانپزشکی واحد پروتز. (دکتر امین سلطانی)
- مریض پیش همکار دیگری جراحی عقل کرده و اومده مطب ما بخیه شو بکشه. هنگام خروج منشی بهش میگه قابل نداره! بر میگرده با تعجب می پرسه: ا؟ باید پول بدم؟ جوب میشنوه: پ ن پ شما یک لبخند ملیح تحویل ما بدی، قبوله!
- روکش مریض رو تحویلش دادم. توی آیته با شک بهش نگاه میکنه و میپرسه: با این میتونم غذا بخورم؟ میگم: پ ن پ یادگاری گذاشتم توی دهنت هر وقت نگاهش میکنی یاد دندانپزشکی بیفتی
بیبیسی - پزشكان معتقدند كه زناني كه مي خواهند شانس بهتري براي باردار شدن داشته باشند بايد به طور مرتب دندان هايشان را نخ بكشند.
نتایج یک مطالعه نشان میدهد عدم رعايت بهداشت دهان ميتواند به اندازه چاقي مانعي در راه بارداري باشد - به طوري كه تشكيل نطفه را براي حدودا دو ماه و نيم عقب بياندازد.
كارشناسان در همايشي با موضوع بارداري در سوئد اعلام كردند كه انتظار براي باردار شدن در زناني كه مبتلا به بيماري لثه هستند بيش از هفت ماه طول مي كشد، درحالي كه اين زمان به طور عادي پنج ماه است. به اعتقاد آنها علت اصلي اين پديده، التهاب در بدن است.
درتازه ترين مطالعه كه در استراليا انجام شده، و سه هزار و 500 زن در آن شركت داشتند، نشانه هاي تورم در خون افراد مبتلا به بيماري لثه مشهود بود.
پروفسور 'راجر هارت' از دانشگاه استرالياي غربي گفت: 'تا به حال، هيچ مطالعه اي منتشر نشده بود كه به تاثير بيماري لثه بر شانس بارداري زنان بپردازد، بنابراين اين نخستين گزارشي است كه نشان مي دهد شايد بيماري لثه يكي از چند عاملي باشد كه مي توان با درمان آن شانس بارداري را افزايش داد.'
وي گفت: زناني كه براي بچه دار شدن تلاش مي كنند بايد سري به دندانپزشك بزنند.
اولین شماره ماهنامه سپید دندانپزشکی، همزمان با انتشار شماره ۲۷۳ هفتهنامه سپید، منتشر شد. سپید دندانپزشکی البته نشریه مستقلی نیست. ویژهنامهای ماهیانه است که در دل پر تیراژ ترین هفتهنامه جامعه پزشکی کشور متولد شده است و در همین اولین گام، با شمارگانی حدود بیستهزار نسخه، عنوان پر تیراژترین نشریه جامعه دندانپزشکی کشور را از آن خود خواهد کرد.
سپید دندانپزشکی در قطع و صفحهآرایی کاملا مشابه نشریه مادر است و تلاش کرده با تعریف صفحات متنوع، جنبههای مختلف خبری، صنفی و علمی دندانپزشکی را پوشش دهد.
دکتر علی تاجرنیا در سرمقاله این ماهنامه علت انتشار آن را خالی بودن جای یک نشریه جامع، مستمر و موثر در حوزه دندانپزشکی دانسته است.
روی جلد اولین شماره نشریه به مقوله جایگاه دندانپزشکی در نظام سلامت پرداخته است و در صفحات آغازین نشریه، دکتر عبدالرضا معادی، دکتر رضا حسینپور و دکتر حسین اکبری، تلاش کردهاند تا در قالب سه یادداشت پاسخی برای آن ارایه کنند.
در صفحات خبری نشریه اخبار حوزه دندانپزشکی ایران و جهان در کنار البومی از تصاویر خبری پوشش داده شده است. خبرهای نشریه البته تا حدی بیات شدهاند و از تاریخ انتشار آنها چند ماهی گذشته است. علت را میتوان در تاخیر چهار ماهه انتشار نشریه به دلیل طی کردن مراحل اجرایی دانست.
گزارشهایی از برگزاری همایشهای دندانپزشکی شش ماهه اخیر، مقالاتی در حوزه اخلاق پزشکی و آیین مطب داری و گزارشی درباره سرنوشت بیمه دندانپزشکی از دیگر مطالب اولین شماره سپید دندانپزشکی هستند.
نتایج یک نظرسنجی درباره رسالت اصلی انجمن دندانپزشکی ایران، خبری درباره رکورد شکنی دندانپزشکان در تعداد محکومیت پروندههای قصور پزشکی و پوشش چند جمله جنجالبرانگیز و جالب توجه از شخصیتهای حوزه دندانپزشکی از جمله مطالب صفحه آخر نشریه است.
نشریه سپید دندانپزشکی از طریق پست برای مشترکان دندانپزشک هفتهنامه سپید ارسال میشود. دیگر همکاران دندانپزشک نیز میتوانند با اشتراک هفتهنامه سپید، این ویژهنامه ماهیانه را نیز دریافت کنند.
دندانپزشکی بدون درد و استرس! این عبارت میتواند ارمغان حضور هیپنوتیزم در دندانپزشکی باشد. اتفاقی که بدون شک بسیاری از انها که از ترس سوزن تزریق و صدای متههای تراش دندان، سالهاست از دندانپزشکی گریزانند را با آن آشتی خواهد داد.
دکتر رضا مدهنی، همکار دندانپزشک و وبلاگنویس اصفهانیام، به تازگی کتابی را در این رابطه منتشر کرده است. این کتاب «کاربرد هیپنوتیزم در دندانپزشکی» نام دارد و توسط نشر شایان نمودار، ناشر تخصصی کتب دندانپزشکی به بازار عرضه شده است.
کتاب کاربرد هیپنوتیزم در دندانپزشکی با طرح جلد دو رنگ اما زیبا، در قطع وزیری منتشر شده، ۵۹ صفحه حجم دارد و به قیمت ۳۹۰۰تومان به فروش میرسد.
انتشار این کتاب را به دکتر رضا مدهنی عزیز تبریک میگویم. امیدوارم این کتاب راهنمایی باشد برای بهرهگیری همکاران دندانپزشک از روشهای بدون درد، برای درمان بیماران دندانپزشکی.
از همان اولین شمارههای انتشار روزنامه هفتصبح، به دلیل مشی خاص این نشریه ارادت ویژهای به آن پیدا کردهام. مطالب خواندنی، سوژههای ناب و تیترهای غیر معمول یکی از ویژگیهای این روزنامه است. مطلب اصلی روز یکشنبه، دهم مهرماه، روزنامه مرثیهای بود بر شکست سنگین تیم فوتبال استقلال برابر ملوان بندر انزلی. این یادداشت بیشتر از آنکه یک تحلیل ورزشی باشد، شعر منثوری بود که به زیبایی، حال و هوای ورزشگاه و دلایل شکست سنگین استقلال را برای خواننده تصویر کرده بود. حیفم آمد شما را از خواندن این یادداشت بینصیب بگذارم:
آرش خوشخو- هفت صبح
اين مي توانست سكانسي از يك فيلم روشنفكرانه اروپايي باشد.باران سيل آسا ،هزاران تماشاگر با چترهاي سياه رنگ وباراني هاي تيره و 22 نفري كه در ميداني از آب و گل و چمن در فضايي وهم آلود در هم مي لوليدند.اين سكانس ماليخوليايي براي آبي ها اما به يك فيلم وحشت تبديل شد.استقلال سرخوش از موفقيت هاي دو هفته گذشته هرگز نمي انديشيد كه با تمام ستارگانش اين چنين در انزلي تارومار شود.وقتي برهاني همان دقيقه 8 بر روي كرنر جباري ،با تيزهوشي كمتر ديده شده اي دروازه ملوان را گشود تصور بر اين بود كه استقلال مي رود تا با فاصله گرفتن از رقبا پيشتاز بلامنازع ليگ شود.اما غرش ابرها برفراز ورزشگاه هزاران طرفدار ملوان را كه با تجهيزات كامل ضدآب در ورزشگاه حاضر شده بودند را به عاقبت ماجرا اميدوار ساخته بود.باران هردم شديد تر مي شد و چهره استقلالي هاي گران قيمت در شلاق باد و باران بيشتر آشفته و درمانده مي شد.كرار از همه عصبي تر بود و هردم خطر اخراجش مي رفت .او با همه سرناسازگاري گذاشته بود.حتي ضربه كاشته اي در موقعيت ايده آل ميداوودي را خودخواهانه خودش زد تا فرياد جباري را بلند كند. تعويض او در بين دو نيمه تقاص ناسازگاري اش بود.ملوان كم ستاره با حركات نزهتي كم قدر ديده شده و نصرت الله مسلمان كم كم بر بازي سوار شدند. در 5 دقيقه انتهايي در دو سانتر از سمت راست ،كابوس بازي تراكتور براي استقلالي ها تكرار شد.دو ضربه سر در فاصله كمتر از سه دقيقه نشان دادكه مدافعان و دروازه بان آبي در روي سانترهاي بلند چقدر آسيب پذيرند.ملوان نيمه اول را پيروز به رختكن رفت.انزلي چي هاي اصيل يك چشم به آسمان داشتند و يك چشم به بازي . در هجوم باد و باران مي دانستند كه آبي هاي ميلياردر كاري از پيش نخواهند برد.اما در آغاز نيمه دوم ميداوودي بر روي يك ضربه ايستگاهي يكي از زيباترين گل هاي فصل را زد پس از اين گل ورق برگشت.ملواني ها كه به وضوح مهارت بيشتري در حركت دادن توپ در چنين زميني داشتند عرصه را بر آبي ها تنگ كردند.تا عاقبت بر رو ي خطاي منتظري روي نزهتي ،داور بازي سعيد مظفري نقطه پنالتي را براي ملوان نشان دهد و بازيكن خاطي را از زمين اخراج كند.تصميمي سخت گيرانه و قابل تامل.رافخايي ،رحمتي كم روحيه را كه تنها شبحي از دروازه بان بزرگ ملي بود فريب داد و ملوان را پيش انداخت.چند دقيقه بعد گل چهارم ملوان هم بر روي فرار استثنايي نزهتي و ضربه بغل پاي دقيقش رقم خورد.بهره وري رحمتي بر روي اين گل چيزي در حد صفر بود!پس از اين گل مظلومي يكي از آن اشتباهات عجيبش را انجام داد و تنها بازيكني را كه در فضاي سوررئال ورزشگاه انزلي توان تغيير سرنوشت را داشت از بازي بيرون كشيد:ميداوودي بيرون رفت و شريفات به جاي او آمد.اما فايده اي نداشت تا استقلال با نتيجه باورنكردني 4 بر 2 بازي را به ملوان واگذار كند و صدر جدول را نيز به تراكتورسازي بسپارد كه با تفاضل گل جاي استقلال را در صدر جدول گرفت.انتهاي بازي ،ستارگان ميلياردي استقلال در لفافه اي از گل و باران ،به نواي شادماني انزلي چي هايي گوش مي دادند كه بي اعتنا به باران پاييزي سيلآسا مي رفتند تا جشن خودرا تا نيمه هاي شب ادامه دهند....
نگاهی به تصویر جامعه دندانپزشکی در فیلم ندارها
شخصیتهای فیلمهای ایرانی دندانپزشکی نمی روند. معمولا اگر قرار است پای درد و بیماری و پزشک به داستان فیلم باز شود این اتفاقات در بیمارستان و حول و حوش بیماریهای قلبی و مغزی و سرطان میافتد. شاید به این دلیل که پوسیدگی دندان بیماری مهلکی نیست و هیچ کس تا امروز از دنداندرد نمرده. اما یک بیماری داخلی خیلی راحت میتواند شخصیت فیلم را سرنگون کند و روند قصه فیلم را مطلبق میل کارگردان پیش ببرد. شاید هم فیلمسازان ما، همانند بسیاری از مردم از دندانپزشکی رفتن وحشت دارند و ترجیح میدهند که حتی برای ساختن فیلم هم پا به مطب دندانپزشکی نگذارند.
در معدود فیلمهایی نیز که پای یک دندانپزشک یا مطب دندانپزشکی در میان بوده، ماجرا یک بحث فرعی است و تاثیر چندانی در روند قصه ندارد. در همین چند نمونه معدود هم معمولا تصویر روشن و قابل افتخاری از دندانپزشکی ارایه نشده است. دندانپزشکان فیلمهای ایرانی معمولا افراد قصیالقلبی هستند که درد و رنجی که بیمار از دنداندرد میکشد برایشان مهم نیست و به چیزی جز پول نمیاندیشند.
آخرین حضور دندانپزشکان ایرانی روی پرده نقرهای مربوط است به فیلم «ندارها» ساخته محمدرضا عرب. فیلم ماجرای سه جوان است که در کسوت رابینهود می نشینند و تصمیم میگیرند حق مظلومان و فقرا را از ثروتمندانی که پول خود را از راههای غیر معمول و نامشروع کسب کردهاند بگیرند. روی همین اصل سراغ ملاک و عتیقه فروش و دلال مسکن و بساز بفروش میروند وتا تیغشان میبرد آنها را تلکه میکنند. در این میانه هم سری به یک مطب دندانپزشکی میزنند، یک دندانپزشک نگونبخت را روی یونیت دندانپزشکی مینشانند، اسلحه زیر چانهاش میگذارند و از او میخواهند رمز گاوصندوقش را افشا کند. نقش اول فیلم در این میانه البته کمی هم شیرین کاری میکند. دهان دندانپزشک را باز میکند و با وسایل معاینه نگاهی به دندانهای او میاندازد و یک طرح درمان از روکش و ایمپلنت و عصبکشی میگوید و از منشی میخواهد هزینه این خدمات را محاسبه کند و با خشم سر منشی داد میزند که مگر هزینه اینها چند میلیون تومان نبود؟
اما آیا تصویر واقعی از یک دندانپزشک در ذهن مردم جامعه ما اینچنین است؟ کسی که مردم را سر کیسه میکند و پول مفت میگیرد و حالا که عدهای علم دادخواهی را بلند کردهاند باید در ردیف دلال و بنگاهدار و بساز بفروش قرار بگیرد و تلکه شود؟ اگر واقعیت چنین نیست چرا باید دست روی دست گذاشت و از ارایه چنین تصویر مخدوشی در یک فیلم سینمایی چشمپوشی کرد؟ البته قصدم متورم کردن رگ گردن و صدور بیانیه و شوریدن علیه کارگردان و نویسنده نیست؛ مشابه همان واکنشی که هر از گاهی از دیگر صنوف جامعه میبینیم که ادعا دارند به تقدس صنفشان در یک فیلم سینمایی خدشه وارد شده است و آخرین نمونهاش را سر سریال ساختمان پزشکان دیدیم. بلکه نیتم آن بود تا ضمن جلب توجه دندانپزشکان به تصویری که در ذهن مردم از شغل آنها نقش شدهاست از آنها بخواهم برای زدودن این تصویر و نمایش واقعیت این رشته به سهم خود تلاش کنند.
کنگره بین المللی ICOI در یک رکورد شکنی بیسابقه در حوزه پزشکی کشور،سومین همایش علمی خود را در ایران در دوره زمانی کمتر از یک سال در روزهای میانی شهریور ماه برگزار کرد.
این همایش که مگا کنگره ایمپلنتولوژی نام گرفته بود با مشارکت کنگره بینالمللی ایمپنتولوژی دهان، دانشگاه علومپزشکی تهران، انجمن نوآوران ایمپلنت ایران و نماینده چندین برند ایمپلنت در ایران برگزار شد.
مگا کنگره ایمپلنت در دو دورهی پیشین خود نام دیگری داشت: کنگره ایمپلنت خلیج فارس.
در خبرنامه اینترنتی ایردن، در مرور تاریخچه دوره اول این همایش و وجه تسمیه آن آمده است: «برگزاری همایشها اغلب برای کسب درآمد شرکت های واردکننده، کسب وجاهت و انجام وظیفه انجمن ها و همچنین دید و بازدید، کسب امتیاز بازآموزی و تبادل علمی دندان پزشکان بوده، اما در این همایش، ضمن صرف هزینه بالا توسط یک شرکت وارد کننده ایمپلنت، دغدغه سیاسی از همه چیز پر رنگ تر بود، هم در نام و هم در پوستر آن که اثری از دندانپزشکی نداشت. گفته شد ما نام همایش ایمپلنت را به عنوان "واکنشی" در قبال یک کشور عربی که نام خلیج فارس را جعل کرده، انتخاب کرده ایم! شنیده بودیم که پروانه انجمن علمی را وزارت کشور صادر می کند اما نمی دانستیم که وظائف وزارت خارجه را هم انجمن های دندانپزشکی انجام می دهند. اگر یک کنگره داخلی با تعدادی درمانگر و دانشمند حوزه دهان می تواند رفتاری سیاسی را خنثی کند پس راهی هم برای مقابله با سیل عظیم تبلیغات قطر در تغییر نام خلیج فارس، که به بهانه بازی های آسیایی که 12 سال دیگر قرار است در آن کشور برگزار شود به پا کرده، پیدا کنیم.»
سیاست ورزی برگزار کنندگان همایش جدا از نامگذاری، جلوه دیگری هم داشت. جایی که برای انعکاس وجهه بینالمللی کنگره، کلیپی را به نمایش گذاشتند که نقشه و پرچم و قسمت کوتاهی از سرود ملی میهمانان خارجی را پخش کرد و به این ترتیب دندانپزشکان ایرانی توانستند سیو سه سال پس از انقلاب به قسمتی از سرود ملی ایالات متحده گوش فرا دهند. هرچند موضوع واکنش خاصی براینگیخت و ختم به خیر شد اما مشخص نبود اگر در عوض دانشگاه تهران، یک نهاد یا انجمن غیر دولتی پشت برگزار کنندگان این همایش ایستاده بود ماجرای این کلیپ به کجا میانجامید. قرار گرفتن نام دانشگاه علومپزشکی تهران بر پیشانی این همایش هم گویا شصت میلیون و به روایتی ۱۵۰ میلیون تومان هزینه در بر داشته است. فروش برند یک دانشگاه معتبر یا انجمن علمی به یک همایش تجاری هم نکتهایست که این روزها زیاد به چشم میآید و شاید بد نباشد تجدید نظری در آن صورت گیرد یا دستکم این خرید و فروش به بهای واقعی آن انجام شود.
ماجرای انتخاب نام همایش هم به نوبه خود شنیدنی است.
جدایی انجمن جراحان فک و صورت از ICOIموجب شد دور دوم این همایش با مشارکت دانشگاه علومپزشکی تهران برگزار شود. اما به نظرانجمن جراحان فک و صورت برای حفظ برند خلیج فارس قدرت بیشتری داشت؛ چراکه نام دوره سوم همایش به مگا-کنگره ایمپلنت تغییر کرد و درعوض سه شرکت تجاری برگزارکننده همایش زیر عنوان «مرکز همایشهای خلیج فارس» ساماندهی شدند تا بتوانند وظیفه ملی-میهنی خود را به شکل دیگری انجام دهند.
دکتر علیرضا مجیدی- روزنامه شرق: سالهاي دهه 60 و 70 شمسي ما غالبا با خميردندانهاي بيكيفيتي سر ميكرديم كه لولهشان جنس خوبي نداشت. وقتي حدود 60درصد محتويات خميردندان تمام ميشد، مجبور بوديم خميردندان را به سختي فشار بدهيم تا خمير باقيمانده از آن خارج شود. هميشه به ما (بچههاي آن روزها) توصيه ميشد از پايين خميردندان، شروع كنيم تا ميزان هدر رفتن خميردندان به حداقل برسد، اما اين توصيه، چاره كار نبود. هر كار ميكرديم، وقتي خميردندان به انتها ميرسيد، با مشكل مواجه ميشديم. بيشتر مواقع جنس لوله، آنقدر بد بود كه اگر زياد خست به خرج ميداديم، بدنه لوله، ترك برميداشت و پاره ميشد! يكي از مشكلات ديگري هم كه ما داشتيم، اين بود كه به دفعات موقع بستن سر خميردندان يا موقع باز كردنش، عجله ميكرديم سر خميردندان روي كف دستشويي ميافتاد و ما به خاطر مسايل بهداشتي، ترجيح ميداديم كه سر خميردندان را برنداريم و خميردندان را بيسر بگذاريم كه اين كار باعث ميشد، خميردندان، خشك شود. سالها گذشت، هم جنس لولهها بهتر شد و هم بعضي از كارخانهها قسمت سر را به صورت ساده با يك تكه پلاستيك به بدنه چسباندند اما مشكل اصلي پابرجا بود. هر قدر هم آدم، اقتصادي فكر كند، لااقل به اندازه يكبار مسواك زدن، خميردندان هدر ميرود. اين مقدار دورريز ممكن است اصلا براي شما مهم نباشد، اما آدم وقتي به مسايل محيط زيستي، شامل هدر رفتن خميردندان و لولهاش، جعبه مقوايي خميردندان يا اصلا سوختي كه صرف حمل و نقل خميردندان ميشود، فكر كند، ميبيند كه مشكل، چندان هم كوچك يا ناشي از خست نيست. تصور نكنيد اين مشكل منحصر به ماست. اگر جستوجويي در اينترنت كنيد، ميبينيد كه كساني در پي حل اين مشكل بوده و طرحهايي نيز ارايه كردهاند. اما به تازگي دو طراح به نامهاي «سانگ مين يو» و «وانگ سانگ لي»، طرحي جديد براي لوله خميردندان ارايه كردهاند كه نامش را SavePaste گذاشتهاند. طوريكه ميبينيد، طراحي جديد با خميردندانهاي روتين تفاوت دارد، براي استفاده كافي است كه خريدار، گوشههاي محفظه خميردندان را به دو طرف بكشد و بعد سر تاشوي خميردندان را به يك سو بكشد، خميردندان تا آخرين قطرات قابل استفاده خواهد بود. بازيافت محفظه اين خميردندانها بسيار آسانتر خواهد بود. به علاوه به سبب نوع طراحي اين خميردندان، نيازي نيست كه در درون جعبههاي مقوايي بستهبندي شود و به ميزان قابلتوجهي از حجم محمولههاي آن هم كاسته ميشود و به اين ترتيب در حمل و نقل آن صرفهجويي بسياري ميشود. طرحهاي ابتكاري طراحان صنعتي لزوما مورد توجه شركتهاي بزرگ قرار نميگيرند و به توليد انبوه نميرسند اما مروري بر آنها ما را متوجه اين مساله ميكند كه همواره جا و فضا، براي نگاه متفاوت به زندگي، حتي به پديدههاي عادي آن وجود دارد.
![]()






